تبليغاتX
متی لر ××× بنـو یـــس از سر خط - لبه تیز پزتگاه..امید..خدا

تو زندگی وقتی به لبه تیز پرتگاه می رسی یا به یه بن بست چیکار می کنی؟

انگاری یادت رفته که به اوضاع عادت کرده بودی و از زندگی شکایت می کردی که چرا اینجوریم
چرا مث اون نیستم و ..

گاهی واسه اینکه خودمون رو از گرفتاری ها و مشکلات خلاص کنیم ((در واقع وقتی  تیزی لبه پرتگاه یه خراش کوچولو رو پامون می ندازه )) آرزوی مرگ می کنیم

غافل از اینکه مرگ آغاز زندگی جدید هست و شاید سراسر دردسرهای جدید

 

یادمون میره این غول شاخ و بی دم (مشکل یا گرفتاری) نتیجه همون شکایتهای ما از خداست
یادمون میره که زندگی مون یکنواخت شده بود و ذهن مون آکبند
یادمون میره که  تو  این مشکل  تدبیر و حکمتی نهفته هست
یادمون میره که همه اینا نشون از تحول و تنوعی در  زندگی ماست که نشات گرفته از  شکایتامون بوده

خدا مشکل و صبر و راه حل رو با هم میده
فقط کافیه وقتی به لبه تیز پرتگاه رسیدی یا به بن بست
آروزی مرگ نکنی یا خودتو پایین نندازی
از میون همه ناامیدی ها ،امید رو انتخاب کن

خدا بنده هایی که به جای شکایت از تاریکی یه شمع روشن می کنن رو خیلی دوست داره
همه ما از برای هدفی  خلق شدیم
وقتی هنوز زنده هستی ،بدان که هنوز به آنجا که باید نرسیده ای

یادت بمونه که خدا جایی زندگی میکنه  که اجازه ورود بهش بدن

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت توسط متی |